تبلیغات
ایران شناسی - برخی از سخنان نادر شاه افشار

برخی از سخنان نادر شاه افشار

سه شنبه 1 دی 1388 02:15 ب.ظنویسنده : آرمین خانی

 
میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اكتفا كنند .

*سكوت شمشیری بوده است كه من همیشه از آن بهره جسته ام .

*تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید كه افتخاری ابدی برای كشورم كسب كنم .

*باید راهی جست در تاریكی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناكی است كه ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی كاری كنی اما همه وجودت برای رهایی در تكاپوست تو می توانی این تنها نیروی است كه از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود كه پا بر ركاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ .

*از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی كه از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها كمك جامعه نیست بلكه باری به دوش هموطنانش است .

*اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید .

*خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی كشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .

*وقتی پا در ركاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم كه پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .

*هر سربازی كه بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می كشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است كه فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند …

*شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است .

*فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود كه بیست سال كشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد كمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . كه آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .

*كمربند سلطنت ، نشان نوكری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

*هنگامی كه برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم كشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی كه تنها به دنبال حفظ كشور و امنیت آن است .

*لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است كه پیران ، زنان و كودكان كشورم را در آرامش و شادان ببینم .

*برای اراضی كشورم هیچ وقت گفتگو نمی كنم بلكه آن را با قدرت فرزندان كشورم به دست می آورم .

*گاهی سكوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .

*كیست كه نداند مردان بزرگ از درون كاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب كننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم .
آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر