تبلیغات
ایران شناسی - سلوکیان

سلوکیان

پنجشنبه 21 خرداد 1388 09:47 ق.ظنویسنده : آرمین خانی

 
سلوکیان1
سلوکوس سردار اسکندر
سلوکوس نیکاتر Selucos Nicator سر سلسلة پادشاهان سلوکی است . وی پس از غلبه بر آنتیگون خود را ملقب به نیکاتر یعنی فاتح ، کرد و سال 312 ق . م ، در بابل به تخت نشست . سال جلوس او ، مبدأ تاریخ سلوکی یا اسکندری است . برای اینکه نامی بلند پیدا کند ، به جهانگشایی اسکندر ادامه داد و به هند لشکر کشید ولی از عهدة پادشاه مقتدر آن سرزمین که چندره گوپتا Chandragupta نام داشت برنیامد و همة ولایاتی را که اسکندر در پنجاب هند تسخیر کرده بود به وی واگذاشت و دختر خود را به زنی به او داد و در عوض از او پانصد زنجیر فیل گرفت .

زن سلوکوس بانویی ایرانی به نام آپامه آ Apamea دختر اسپیتامن سردار درسغد بود که نام او نه شهر بنا کرد . پایتخت سلوکوس نخست شهر سلوکیه در ساحل راست دجله بود که خود او بنا کرد ولی پس از آن شهر انطاکیه را در کنار دریای مدیترانه ساخت و آن را پایتخت خویش قرار داد .


فراز و فرود سلوکیان
سلوکوس نیکاتر متصرفات خود را به هفتاد و دو بخش تقسیم نمود و برای هر یک فرمانروایی معین کرد . جانشینان سلوکوس نیکاتر نتوانستند آن قدرت و عظمتی را که او بنیان نهاده بود ادامه دهند .

پس از مرگ او در سال 281 پسرشآنتیوخوس Antiochus اول و پس از وی پسر او آنتیوخوس دوم بپادشاهی رسیدند . در زمان آنتیوخوس دوم اشکانیان ، در سرزمین پارت به پیشوایی نامی شوریده و دولت اشکانی را تأسیس کردند .
(250 ق . م )

مقارن همین زمان ، دیودوتوس Diodotus یکی از امیران یونانی مشرق سر به شورش برداشته و دولت معروفی یونانی و باختری را در بلخ و افغانستان امروز تشکیل دادند .
در سال 190 ق . م ، رومیان که تازه پایشان به مشرق بازشده بود در مگنزیا Magnesia که محلی در آسیای صغیر بود سلوکیها را شکست دادند و آسیای صغیر به دست رومیان افتاد .
در مشرق دولت پارت و باختر نیز دست سلوکیها را کوتاه کرد و از ایران به سوریه رانده شدند . سرانجام دولت کوچک ایشان در سوریه نیز در 64 ق . م ، به دست رومیان منقرص شد .
مجموع حکومت ایشان 248 سال بود که قریب هشتاد سال در ایران و بقیة آن را در سوریه سلطنت کردند .


آغازهلنیسم یا یونان مآبی :

خواست اسکندر
نقشة اسکندر مقدونی آن بود که مردمانی را از آسیا به اروپا برد و اقوامی را از اروپا به آسیا آورد تا مشرق به مغرب نزدیک شود و مردم آن دومنطقه با هم بیامیزند . گرچه این فکر به مرحلة عمل در نیامد ولی گروه بسیاری از مردم یونانی در شهرهایی که اسکندر و سلوکیها ساخته بودند ، ساکن گشتند و حکومتهای خود مختاری پدید آوردند و بیش از اسکندر و سلوکیان موجب یونانی شدن مشرق گشتند .



فراز و فرود یونانی مآبی در شرق
غلبة اسکندر بر ایران و انقراض دولت هخامنشی بکلی احوال فرهنگ و تمدن ایران را زیر و زبر ساخت . انقلاب سیاسی و هرج و مرج اوضاع کشور مستلزم انقلاب ادبی مهمی گشت . بر اثر استیلای اسکندر و جانشینان او تمدن و زبان یونانی در ایران رواج یافت و جایگزین فرهنگ کهن ایران گردید . علوم یونانی از قبیل پزشکی و فسلفه و شعر و ادبیات و همچنین لغات یونانی در ایران رایج گشت . این رسوخ و نفوذ تمدن و فرهنگ یونانی در ایران هلنسیم Hellenisme خوانده اند ، زیرا هلن به معنی یونانی و هلنسیم به معنی یونان مآبی و تمدن و آداب یونانی است .

سلوکیان که قریب هشتاد سال در ایران سلطنت کردند ، عامل بزرگ یونانی کردن مشرق زمین بودند . سلاطین یونانی نژاد باختر ( ایلات بلخ ) که به ریاست دیودوتوس Diodotus در 250 ق . م ، یعنی مقارن روی کار آمدن اشکانیان در مشرق ایران سر به استقلال برداشتند . نیز یونانی و یونانی زبان بودند . اسکندر و سلوکیان قریب هفتاد شهر در سرزمین ایران بنا نمودند و مهاجران یونانی را به آنها جلب کردند .
این شهرها نامهای یونانی مانند :اسکندریه و انطاکیه داشت . از جملة آنها هکاتم پیلس ( صد دروازه ) است که در جنوب غربی دامغان فعلی واقع بود . یونانی شدن مشرق از زمان اسکندر مقدونی آغاز گشت .

در آن زمان متصرفات شرقی اسکندر به دو بخش تقسیم می شد . قسمت غربی از دریای مدیترانه تا رود فرات و قسمت شرقی از رود فرات تا سند و جیحون . در قسمت غربی که مجاور سرزمین یونان بود ، یونان مآبی دوام بیشتری یافت . اما در قسمت شرقی و این طرف فرات بعد از زوال سلطة مغرب بر مشرق یونان مآبی بتدریج رو به ضعف نهاد و زایل شد . حتی خود شهرهای یونانی که در جانب مشرق قرار داشتند در بین شرقیان تحلیل رفتند . نفوذ زبان و تمدن در ایران ، اشکانیان و دولتهای شرقی را نیز تحت تأثیر قرار داد . اشکانیان برای جلب رعایای یونانی خود که در شهرهای یونانی ایران حکومتهای نیمه مسـتقل تشکیل داده بودند ، خود را فیل هلن Philhellen یعنی محب یونانی می خــواندند و در ترویـج و گسترش آداب و زبان یونانی می کوشیـدنـد و بـرای خـود القــایی از قبیــل : اپیفانس ، یعنی جلیل القدر و سوتر ، یعنی منجی انتخاب می کردند . همة پادشاهان مشرق تا چند قرن سکه های خود را به زبان و خط یونانی ضرب می نمودند و تقویم خود را همان تاریخ سلوکی که مبدأ آن سال 312 ق . م ، است قرار داده بودند
 
 

آخرین ویرایش: - -

 
دوشنبه 5 تیر 1396 04:03 ق.ظ
My brother recommended I may like this website. He was entirely right.
This publish actually made my day. You cann't imagine simply how much time I
had spent for this info! Thanks!
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 06:01 ب.ظ
Hi there, I found your site by the use of Google even as searching
for a related topic, your website came up, it
seems good. I've bookmarked it in my google bookmarks.

Hello there, just changed into aware of your blog via Google, and found that it is truly informative.
I am going to watch out for brussels. I will appreciate in case you continue this in future.
Numerous folks will be benefited from your writing.

Cheers!
یکشنبه 13 فروردین 1396 04:36 ب.ظ
Hey very interesting blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر